پيرايه يغمايی

pirayeh yaghmaii website header

به آيدا

آیدا جان یادت باشد که تجربه معلم بسیار سخت گیری است، او اول امتحان می کند و بعد درس ميدهد
من وقتی از همسرم جدا شدم، بسیار جوان بودم و سه بچه ی قد و نيم قد داشتم با يک عالمه قرض و قوله و يک زندگی عاطفی ورشکسته و خودت می توانی متوجه بشوی که يک زن در ايران با حقوق ساده ی معلمی و اين آوار بدبختی ها چه روزگاری می تواند داشته باشد. احساس می کردم زندگی مرا مثل تفاله از دهان خودش پرت کرده بيرون. پسرم به علت نديدن پدر بیمار شده بود و دکترها نمی فهميدند چه اش شده است و خلاصه سرت را درد نياورم روزگاری می گذشت وحشتناک. در آن موقع دو کتاب مرا نجات دادند و پنجره های روشنی به روی من باز کردند يکی کتاب «گفتگو با کافکا» بود که اگر گيرش آوردی حتماً بخوان و يکی «حرف های همسایه »از نيما . جمله ای را که هيچوقت یادم نمی رود این بود که کافکا در جایی به دوست کوچکترش می گوید: هرگز ناسزا نگو، ناسزا به زبان آسیب می زند و زبان را مجروح می کند. حرمت زبان را را نگهدار!خیلی خوشم آمد چون در آن روزها به زمين و زمان بد می گفتم. 
جمله ی ديگری که از او آموختم این بود: اگردرميان توفان، آرامش خودت را حفظ کنی، هنر کرده ای وگرنه بعد از توفان آرامش خود به خود حاصل می شود.
بی گمان اشتباه مال ماست و ما باید آنقدر اشتباه بکنيم تا زندگی را ياد بگيريم، اما وای به حال مان که اگر يک اشتباه را دوباره تکرار کنيم.
مواظب خودت باش عزیزم
.
من اصلاً به ياد نمی آورم که آيدا که بود و چه شد که من این يادداشت را برایش نوشتم، اما هر که بود يادش خوش!
پيرايه