پيرايه يغمايی

pirayeh yaghmaii website header

با اشک های من …

می دانی؟

من بسیار متلاطم هستم، می دانی؟
درست مثل زمانی که در کوير گرد باد می پيچد
و آن گردباد موج می زند
و ريگ های نرم روی هم می لغزد
وانگارمن هم با آن ریگ ها ی نرم می لغزم
و تا تنوره ی آسمان می روم
و دوباره از پنجره ی بادگيرسُرمی خورم و می افتم توی شاه نشين
و بعد هم درایوان خنک تابستانی.
آنجا کمی می نشينم، اما نمی شود چون یک باره سوز سردی از دريچه های بالایی دوره ام می کند
و دامنم را می گيرد و ناگریرم می کند که بگريزم به اتاق زمستانی – همان که روبروی ایوان ساخته ای
اما سرم گیج می رود و ناگهان در پلکان م
ار پيچی زيرزمين می غلتم
و پايين آن پله ها شورابه ای می گذرد که با اشک های من نسبتی دارد
پيرايه