نقش رؤيا در شاهنامه، بخش چهارم

خواب افراسیاب

یکی از زیباترین و نمادی ترین خواب های شاهنامه، خواب افراسیاب است که ارزش معنایی بسیار دارد.
زیرا این خواب آینده ای را که هنوز نیامده و سال های بعد به وقوع می پیوندد، به نمایش می گذارد.
در حقیقت افراسیاب کابوس کشته شدن خود را به دست «کی خسرو» فرزند «سیاوش» می بیند، در حالی که سیاوش هنوز همسری ندارد تا فرزندی داشته باشد و آن فرزند به خون خواهی پدر قد برافرازد.  از طرفی ديگر خود سیاوش هم هنوز زنده است.
نکته ی دیگر اینکه وقتی افراسیاب خواب می بیند با تیغ کیخسرو دو نیمه شده، از درد آن «دو نیمه شدن»، از خواب می جهد، یعنی از نظر روانی واقعاً دو نیمه می شود. او درد دو نیمه شدن را در خواب احساس می کند و این درد را با خود به جهان واقعیت می آورد و خواب را هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روانی، در بیداری ادامه می دهد.
و اصلاً تأثیر این خواب در روان افراسیاب آنچنان عمیق است که بر آن می شود تا با ایرانیان از در آشتی درآید.

گزارش خواب افراسیاب و عناصر سازنده ی آن:

افراسیاب شبی به جایگاه خواب می رود و می خوابد، و چون بهره ای از شب می گذرد، همانند بیماری که از تب بلرزد، خروشی بر می آورد و از تخت به خاک می افتد. «گرسیوز» ماجرا را از او می پرسد:

بپرسید گرسیوز نامجوی
که: بگشای لب وین شگفتی بگوی

و افراسیاب خوابش را چنین شرح می دهد:

چنین گفت پر مایه افراسیاب
که هرگز کسی این نبیند به خواب،

چنان چون شب تیره من دیده ام
ز پیر و جوان نیز نشنیده ام؛

بیابان پر از مار دیدم به خواب
زمین پر ز گرد، آسمان پر عقاب

زمین خشک شخی که گفتی سپهر
بدو تا جهان بود، ننمود چهر

سراپرده ی من زده بر کران
به گِردش سپاهی ز کندآوران

یکی باد برخاستی پر ز گرد
درفش مرا سرنگون سار کرد

برفتی ز هر سو یکی رود خون
سراپرده و خیمه گشتی نگون

وزین لشگر من فزون از شمار
بریده سران و تن افکنده خوار

سپاهی از ایران جو باد دمان
چه نیزه به دست و چه تیر و کمان

جوانی دو رخسار مانند ماه
نشسته به نزدیک کاووس شاه

دو هفته نبودی ورا سال بیش
چو دیدی مرا بسته در پیش خویش

دمیدی به کردار غرّنده میغ
میانم به دو نیم کردی به تیغ

خروشیدمی من فراوان ز درد
مرا ناله و درد بیدار کرد

عناصر نمادین سازنده ی این کابوس عبارت اند از:

بیابان: هیچ چشم اندازی در خواب به اندازه ی بیابان ترسناک و غم انگیز نیست، تصویر بیابان حتی در عالم بیداری هم نمی تواند خوش آیند باشد، زیرا بطور کلی در بیابان، آب که مترادف زندگی است وجود ندارد (در اصل بی+ آبان بوده) ، چنانکه می گوید: زمین خشک شخی که گفتی سپهر / بدو تا جهان بود، ننمود چهر( که در اینجا کلمه ی جهان مترادف با حیات و هستی است) . در بیابان جانورانی چون مارمولک ها و مارها- آنچنان که در خواب افراسیاب وجود دارد- می لولند و تشویش و هراس بوجود می آورند و از سویی دیگر با همه ی تظاهرات خطرناکی که تنهایی به همراه دارد، توهمات سمعی و بصری که نشان از انقطاع کامل رابطه با واقعیت زندگی است، وجود دارد. بیابان سمبل تنهایی و نابودی درون است.(1)

مار: دیدن مارهای بسیار که در هم می لولند (زمین پر ز مار)، نشانه ی نیروهایی هستند که هنوز به وحدت نرسیده اند و از این رو اغتشاش ذهن خواب بیننده را گواهی می دهند. اینگونه خواب ها به خواب بیننده هشدار می دهند که در راهی که درپیش دارد، با کمال احتیاط و خرد گام بردارد.(2)
دکتر یونگ عقیده دارد پدیدار شدن سمبل مار در خواب همواره نشانه ی این است که در ناخوآگاه چیز خیلی مهمی شکل گرفته و به زودی وارد عمل می شود و این مورد مهم می تواند خطرتاک باشد.(3)
يونگ همچنین در کتاب «سمبل های دگرگون شده » می گوید: مار در خواب ها و توهمات سمبل تظاهر ناگهانی و غیر منتظره ی ناخوآگاه است، سمبل مداخله ی دردناک در امور ماست و جنبه ی مهیب ناخوآگاه را نشان می دهد. بطور کلی مار بیانگر جهان غریزه است و به شکاف و اختلاف بین خودآگاه و غریزه دلالت می کند. مار نشان دهنده ی جنبه ی مهیب این جدال است.(4)
«گرترود جابز » نیز حضور مار را در خواب نشانه ی نیروهای متضاد شیطانی می داند و آن را در حد کینه و غزض ورزی و خصومت با خواب بیننده می شناسد.(5)

عقاب: عقاب به قلمروهای آزاد و والا تعلق دارد، از این رو نماینده ی اندیشه های بزرگ و متعالی است که برای افکار و رفتار محقری که انسان را بگونه ای خطرناک از مسئولیت های خود باز می دارد، کمین گرفته است. معبران دیدن عقاب را در خواب نشانه ی موقعیت خطرناکی برای رؤیابین دانسته اند.
حضور مار و عقاب در خواب که به دو فضای متفاوت – آسمان و زمین تعلق دارند ، نشانه غلبه ی نور بر تاریکی و یک پیروزی بزرگ بر مغلوب است.(6)

باد: باد با چهره ی مثبت خود يعنی نسیم، نشانه ی آشتی پذیری و آرامش است. اما باد در کابوس افراسیاب همپایه توفان است چرا که درفش او را از جای می کَند و سراپرده و خیمه اش را سرنگون می سازد:

یکی باد برخاستی پر ز گرد
درفش مرا سرنگون سار کرد

  تونی کریسپ بر اين باور است که حضور باد شديد (توفان) در خواب نشان خشم و ترس  افکار پريشان و بطور کلی
نماد ويرانی است.(7)
در «فرهنگ رؤیا» هم آمده است، چنین بادی که توفانی ویرانگر است، نماد احساساتی نظیر خشم و آشفتگی است، اما بیشترین معنایش اختلال یا دشواری هایی است که رخ خواهد داد و به سرعت منفجر خواهد شد. جدالی است که به از دست دادن رندگی و یا فاجعه ای که در راه است، می انجامد.(8)
و همچنان هم که خواب هم در آینده بوقوع می پیوندد و تعبیر می شود، شاهنشاهی افراسیاب در هم می پیچد و سرنگون می گردد.

پانويس ها:

1- کتاب کلید خوابها، سری انتشارات مارابو چاپ بلژیک، مترجم یگانه ، انتشارات یگانه، ص ۸۱
2- رؤیا و تعبیر رؤیا، ارنست اپلی، برگردان دل آرا قهرمان، چاپ اول ۱۳۷۱، تهران، انتشارات فردوس ، ص ۳۹۳
3-همانجا، ص ۳۹۲
4-داستان یک روح، دکتر سیروس شمیسا، چاپ اول ۱۳۷۲، تهران، انتشارات فردوس، ص ۳۸ و ۳۹
5- سمبل ها (کتاب اول، جانوران)، گرترود جابز، ترجمه و تألیف محمد رضا بقا پور، چاپ اول ۱۳۷۰،ناشر : مترجم، ص ۱۲۷ و ۱۲۸
6-همان جا، ص ۸۳
7-تونی کریسپ (Tony Crisp) نویسنده، روان‌درمانگر و پژوهشگر بریتانیایی، متولد سال ۱۹۳۷ است. او به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین کارشناسان بین‌المللی در زمینه تفسیر روان‌شناختی رویا و خواب شهرت دار
8-فرهنگ رؤياها(Dream Dictionary) زير عنوان واژه ی (توفان) به نشانی زير
http://www.dreammoods.com/dreaminformation