انسان، با همه تنهايی هایش …
در ويرانه های شهر اسطوره ای «اِفِه سوس»، آدم بدجوری گرفتار افسوس می شود
اين عکس مال آنجاست.
من (پيرايه) روی پله های کاخ «دقیانوس» نشسته بودم و داشتم به دقیانوس هایی فکر می کردم که چگونه هستی ها را خاکستر می کنند.
و به انسان فکر می کردم با همه ی تنهايی هايش ….
با همه بی پناهی اش
لحظه ی جالبی بود و خوب شد که میسی آن را ثبت کرد .
پيرايه يغمايی
