پيرايه يغمايی

pirayeh yaghmaii website header

اولين عشق


اولين عشق…

زير سقف کلاس و ساعت درس
اولين عشق با دلم آميخت …
وان نگاهی که رنگ آتش داشت ،
عاقبت آتشی به جانم ريخت 

 او فرا راه زندگانی من؛
چلچراغ عظيم عشق افروخت
زير سقف کلاس و ساعت درس؛
درس او درس عاشقی آموخت

 پيش از آنکه به او ببازم دل،
پيش چشمم جهان چه يکسان بود
گريه هايم صفا نمی بخشيد
خنده هايم چه سست و بی جان بود

 او به روحم سپرد نغمه ی عشق
او مرا در شرار غم انداخت
از من آن کودک شرارت کار
دختری خسته جان و شيدا ساخت 

 او مرا آفريد بار دگر …
او به من شور زندگی بخشيد
در دل کوچکم به باور عشق
دانه های شکفتگی پاشيد

 او مرا برد سوی دنيايی
که زمينش، زمين ديگر بود
آسمانش به ماهتاب دگر
از پرندينه نقره ای تر بود

***

 روزگاری دراز رفته و من
هستم از عشق ِ ديگر عاشق تر
ليک دانم از آن زمان … آری
او ز من ساخت يک من ديگر

پيرايه يغمايی