پيرايه يغمايی

pirayeh yaghmaii website header

تو همان اندیشه ای…

دور باد از ما همگی!

متأسفانه بعضی از ما وقتی طرفدار مکتب و مرامی هستيم، روی آن به سماجت پای می افشاریم
و اگرمخالفان آن مکتب حتی يک سخن به حق گفته باشند، آن را لگد کوب تعصب خودمان می کنيم
و از اين روی به صورت ناخواسته ونااگاه فقط يک بُعد فکرمان را رشد می دهيم وآن بُعد تعصب است.
این داستان «انديشه» دورودراز است.
من اولين جايی که به جوهر انديشه در شگفت شدم، شايد اسطوره ی گيلگمش بود
و بعد در قرآن بود (سوره ی يونس) که می گفت:
وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ (واو بركسانى كه نمى انديشند پليدى را قرارمىدهد)،
سپس در مثنوی ناب مولانا که جا به جا انسان را به انديشيدن دعوت می کند و از پليدی ها پرهيز می دهد ،و معروف ترین بیتش هم همان است که می گويد :

ای برادر تو همان اندیشه ایم
مابقی تو استخوان و ریشه ای

گر گل است انديشه ی تو ، گلشنی
ور بود خاری تو هیمه ی گلخنی

يادمان باشد که در آن زمان ( هيمه ی گلخن پست ترين بوده است )

و بعد از آن در اشعار سبک هندی و بعد اشعار دوره ی مشروطه و بعد شعر سپيد شاملو / و حتماً بسیار جاهای ديگر هم هست که من نديده ام.
بعد فکر کردم با اين حساب جوهره ی انديشه بايد خیلی جوهر و جواهر باشد که اينهمه به شکل های گوناگون به ما توصيه شده افسوس که امروزه ما آن را دست کم و ارزان می پنداريم و بدون تفکر و انديشه زود سر به هوا می شويم، فريب می خوريم و پلشتی ها فرايمان می گيرد

دور باد از ما همگی
دور باد!