فيثاغورث وقتی چهل ساله شد، تصميم گرفت به دريا بزند و خود را به کورنت در کرانه های ايتالیا برساند
در آنجا از او دعوت کردند که به جوانان حکمت بیاموزد و او هم یک سیصد نفری شاگرد برای خودش تدارک دید تا از این راه اعتبار و قدرتی به هم بزند.
بعد یک مدرسه یا بهتر بگوییم یک فرقه ای راه انداخت که یک سلسله مقررات عجیب و غریب بر آن حاکم بود از جمله اينها:
🔺 باقلا نخور!
🔺 نان را نبُر!
🔺آتش را با چاقو به هم نزن!
🔺 به خروس سفيد دست نزن!
🔺دل نخور!
🔺نزديک چراغ خودت را در آينه نگاه نکن!
🔺هنگامی که از خواب بیدار می شوی ، نگذار طرح اندامت در رختخواب بماند!
🔺آثار ديگ را از روی خاکستر محو کن!
شايد اگر ما بخواهيم چیزی از این دستورات عایدمان بشود، به نتيجه ای نرسيم، اما بعضی از آنها مفاهيم ماوراء الطبیعه ای با خود دارند:
مثلاً (نان را نبُر!)، ممکن است به این معنا باشد که (از دوستانت جدا نشو!)
یا ( آتش را با چاقو به هم نزن!) به این معنا که ( هميشه گذشت داشته باش!)
اما در این میان مبهم ترين دستور همانا فرمان راجع با باقلاست.
عده ای اين نفرت فيثاغورث را ناشی از حساسيتی می دانندکه او از بچگی نسبت به باقلا داشته (افلاطون البته عقيده ی دیگری در اين مورد دارد). در هر حال حتی بردن اسم باقلا هم در حضور او قدغن بوده
اما جالب اينجاست که می گويند وقتی یک فرقه ی (ضد فيثاغورثی) خانه ی او را محاصره کردند و به آتش کشيدند و فيثاغورث ناچار شد که فرار کند، دست بر قضا به مزرعه ی باقلایی فراری شد که پشت خانه اش بود و آنجا بود که ترجيح داد به دست توطئه گران کشته شود و از این مزرعه عبور نکند.
پانويس:
وقتی من اين پست را در تلگرام گذاشتم، صخبت های جالبی در میان دوستانم اتفاق افتاد که بخشی از آنها خواندنی است و حالا:
مهدی موسوی گفت:
فیثاغورث گویا نظر مساعدی به دموکراسی واصالت ماده که مبنای اندیشه یونانی است نداشته وبه ایتالیا رفته واز آنجا نیز رانده شد به علت اقامت در شرق ومصر نظراتش همراه ماورالطبیعه بود وبا پیروانش رابطه ی مراد ومریدی داشت. گویا تنفر او از با قلا ناشی از باور عوام بوده که باقلا را وخواب دیدنش را بدشگون می دانستند. با پوزش از عزیزان فرهیخته از اطاله ی نوشتار.
زيوربانو گفت:
فیثاغورس اعداد را مقدس میدانست و معتقد بود اولین عدد واقعی سه است نه یک. چون با سه خط میتوان یک
شکل هندسی سه ضلعی ساخت.
و ادامه داد:
در میان دانشمندان یونان باستان او اولین کسی بود که به گیاهخوای اعتقاد داشت و این جمله او معروف است که:«خودتان را به خوراک چرکینی چون گوشت آلوده نکنید.
راستی علت واقعی نفرت فیثاغورث جان از باقلی چه بود؟
غیر از نظر آقای موسوی بزرگوار کسی میداند؟
رضا اسدی گفت:
جالب بود پیرایه جان سپاس البته بین ما ایرانیا هم یه کری هست میگه طوری میزنم بری تو باقالیا ها شاید برگرفته از نرفتن فیثاغورث باشه
پيرايه در پاسخ رضا اسدی گفت:
این خیلی خوب بود رضا جان/ لطفاً دنبالشو بگیر و ببین این کری از کجا آب میخوره عزیزم
یکی از هنرجویان عزیز من هم هست که همیشه وقتی از یک چیزی جا می مونه میگه:
بازم منو باقالی کردین؟
زيوربانو گفت:
چقدر با احساس بوده/ خیلی مخلصش شدم
چقدر می فهمیده که گوشت خواری رو (خوراک چرکین) می دونسته
من فکر می کنم نفرتش شاید فیزیکی بوده/ چون باقلا خیلی نفاخ هست و دل درد میاره
پيرايه در پاسخ مهدی موسوی گفت:
موسوی جان اتفاقاً پیام خیلی خوبی گذاشتی
کاش در مورد باقلا و خواب باقلا بیشتر می نوشتی
و اما در مورد آينه در بین ما هم رسم بود همیشه می گفتند:
شب در آينه نگاه نکن، چون دیوانه می شوی
یا اینکه مادرم سفارش می کرد :
صبح که بیدار می شوی تختت را مرتب کن تا نقش خوابیدنت پیدا نشود، چون بیماری می آورد
موسوی در پاسخ پيرايه گفت:
با درود به پیرایه جان که از پست هایش بسیار می آموزیم. باور خرافه به با قلا را در کتاب “فرهنگ خرافات ” خواندم .
“بنا بر یک خرافه ، باقلا حاوی روح مردگان است، وقتی گیاه باقلا به گل می نشیند احتمال وقوع تصادف بیشتر می شود و نیز معتقدند خواب دیدن خوردن باقلا ،نشانه ی غم واندو ه است “
فرهنگ خرافات : نوشته ی:فلیپ وا رینگ
ترجمه ی احمد حجاران ص:۵۰ و ۵۹
در باره ی آینه نیز نگاه کردن در آن را در شب موجب جنون می پنداشتند.
پريسا يوسفی گفت:
تنفر فیثاغورث از باقلا (لوبیا) یکی از عجیبترین جنبههای زندگی اوست و تاریخدانان و فلاسفه درباره علتش چند نظریه مطرح کردهاند، چون خودش دلیل روشنی نگذاشته بود. اینها مهمترین دلایل احتمالی هستند:
🌱 ۱. دلیل مذهبی/نمادین
فیثاغورث و پیروانش (فیثاغورثیان) به تناسخ روح اعتقاد داشتند. گفته میشود آنها باور داشتند که روح مردگان ممکن است به درون گیاهان (از جمله لوبیا) منتقل شود. پس خوردن یا حتی آسیب زدن به لوبیا یعنی آسیب زدن به ارواح.
🌱 ۲. دلیل علمی/پزشکی (آن زمان)
شاید فیثاغورث متوجه شده بود که بعضی آدمها بعد از خوردن باقلا دچار مشکل میشوند (امروزه میدانیم بعضیها به دلیل بیماری ژنتیکی به نام فاویسم به باقلا حساسیت شدید دارند).
🌱 ۳. دلیل سیاسی یا اجتماعی
بعضیها حدس زدهاند چون لوبیا در یونان باستان در مراسم انتخاباتی برای رأیگیری استفاده میشد (رای دادن با دانههای لوبیا)، تنفر او به خاطر مخالفت با سیاست یا فساد سیاسی بوده.
🌱 ۴. دلیل نمادین فلسفی
در برخی منابع آمده که فیثاغورث لوبیا را نماد آشوب و بینظمی میدانست چون شکل گل آن شبیه اندام تناسلی یا چیزی که نماد اختلاط و بینظمی است تعبیر میشد.
پيرايه
مطلب با استفاده از کتاب فيلسوفان بزرگ يونان باستان/ نوشته ی لوچانو دکر شنتزو/ ترجمه دکتر عباس باقری نوشته شده*
- و زیرش عنوان شده: اين پست پيشکش می شود به رضا جان اميری شاعر، بخاطر گفتگوی مبسوط و جالبی که چند شب در مورد فيلسوفان و از جمله فیثاغورث با هم داشتيم و کلی هم خنديديم.
