آنگاه که،
پرده را به يک سو کشيدم
و خنکای تُرد
حجم سنگين اتاق را
در خويش گرفت،
دريافتم که من و تو
گرگ و ميش يک سحرگاهيم …
پيرايه يغمايی
![]()
آنگاه که،
پرده را به يک سو کشيدم
و خنکای تُرد
حجم سنگين اتاق را
در خويش گرفت،
دريافتم که من و تو
گرگ و ميش يک سحرگاهيم …
پيرايه يغمايی
![]()