غزل شماره ی 1855 از ديوان کليات شمس تبريزی به تصحيح استاد فروزانفر
این غزل که تبديل به تبديل است هفت بيت دارد که متأسفانه هيچيک از سه خواننده ی معتبر ما ، محمد رضاشجريان، شهرام ناظری، همايون شجريان بیت پنجم آن را که مرتبط به بیت چهارم و ششم است، نخوانده اند و مشخص نيست چرا؟ . چيزی که مشخص است اين است که به بافت عمودی شعر و استحکام ابیات دیگر لطمه خورده است.
وآن بيت پنجم از این قرار است:
شکافد نيز آن هامون نهنگ بحر فرسا را
کشد در قعر ناگاهان، به دست قهر چون قارون
و اينک تمام غزل:
چه دانستم که این سودا مرا زين سان کند مجنون؟
دلم را دوزخی ســــازد، دو چشـــــمم را کنــــد جيحــــون
چــــــه دانستم که سيلابی مــــــرا ناگـاه بربايــــد
چـــو کشتــــــی ام در انـدازد، ميـــان قلــــــزم پر خــون
زند موجـی بر آن کشتی که تختــه تختــه بشکافد
که هــر تختــــــه فرو ريزد، ز گــــردش هاي گوناگـــون
نهنگی هم برآرد ســـر، خورَد آن آب دريــــــا را
چنـــــان درياي بی پايان شود بي آب چـــون هامـــــــــون
شکافد نيز آن هامون نهنگ بحر فرسا را
کشد در قعر ناگاهان، به دست قهر چون قارون
چون اين تبديل ها آمد نه هامون مانـــد و نه دريا
چه دانم من دگرچون شد که چون غـرق است دربي چون
چه دانم های بسيار است، ليکن من نمی دانم
که خوردم از دهان بندی، در آن دريا کفی افيون
![]()