رگبار خشک

تاب اين گهواره هم تابی نبود
لای لایش بستر خوابی نبود

ابر انبوه آمد و رگبار زد
بر زمين امّا نم آبی نبود

صبرمان بيهوده شد پای هلال
ماه پُر هم جار مهتابی نبود

آنکه در ديدار چو.ن خورشيد بود،
در نهان جز کرم شب تابی نبود

می نمود آيينه ای، اما دريغ
لايه ای جز لای سيمابی نبود

گونه ی سرخ عروس روزگار،
سر به سر جز رنگ سرخابی نبود

آن زلالی چشمه ی آب حيات،
ای دريغا غير مردابی نبود
پيرايه يغمايی

Loading