آتش در داستان های زبان فارسی به صورت عنصری پاک کننده راه يافته . بطوری که يکی از آزمون هایی که اثبات بر بی گناهی کسی می کرده، آزمون آتش بوده است. يعنی گذر او از آتش.
آزمون آتش را در داستان های (سلامان و ابسال)، (ويس و رامين) و از همه مهم تر در داستان سياووش و سودابه به روشنی می توانيم ديد. در اين داستان هنگامی که سياوش با خشم پدر روبرو می شود، ناگزير می گردد برای اثبات بی گناهی خويش از کوهی از آتش بگذرد. اين بخش از شاهنامه واقعاً ديدنی است. انگاری تابلويی پيش روی انسان است.
فردوسی در اين بخش فقط سراينده و شاعر نيست، بلکه کارگردان و صحنه گردان نيز هست و افزون بر آن نقش تمامی بازيگران را نيز به عهده دارد. او اجرای نمايشی را با احساسات چندگانه به گردن گرفته: کاووس نماد خشم، سياووش نماد معصوميت ، سودابه نماد شرارت ومردمی که عاشقانه شاهزاده ی بيگناه را دوست می دارند و در صحنه دستخوش احساسات گوناگون اند. صحنه پردازی و لباس قهرمانان نيز یه عهده ی فردوسی است و نيز گفتمان هايی که او در دهان آنان می گذارد. دريغمان می آيد که نشنيده از کنار اين بخش بگذریم
بُريده ای از برنامه های راديويی پيرايه يغمايی
![]()