ناگهان در ميانه ی قرن هشتم زنی ظهور می کند از قبيله ی جسارت به نام «جهان ملک خاتون» که سرشار است از روانی شاعرانه . او بی اعتنا به همه ی آنچه که زن در آن دوره با آن روبروست ، شعر می سرايد و زنانه می سرايد و بی پروا می سرايد و احساس زنانه ی خود را بدون هيچ ترسی می سرايد.
غزلی از جهان ملک با صدای پيرايه يغمايی
![]()