باز بر لب ترانه ای بايد!
زندگی را بهانه ای بايد!
با نگاهی که گرم و جادويی است،
نظر عاشقانه ای بايد!
چون درختی به وقت فروردين،
زنده بايد، جوانه ای بايد!
آتش عشق را به هيمه ی شوق،
سرخ و زرد زبانه ای بايد!
مرغ خوش خوان عشق را – آری
بر نسيم آشيانه ای بايد!
سرکشی های عشق ياغی را
از غزل تازيانه ای بايد!
منشين غم گرفته بيش از اين
سر غمگين به شانه ای بايد!
![]()