ابری بازيگوش


ابری بازيگوش

عجيب است که هميشه در ذهنم به صداهای پيرامون خودمان که بزرگ ها به آن بی توجه اند، اما بچه ها را جلب می کند، فکر می کردم. 
اين صدا ها بيشتر تکرار يک (لفظ ) بود مثل تق تق، شُرشُر، غُل غُل، خُرخُر
البته کتاب ابری بازيگوش را براين اساس نسرودم، اما  نمی دانم چه شد خود به خود در هر پرده ای از آن صدايی آمد 
اسمش هم از اول بود : هر چيزی رازی دارد، با خود آوازی دارد.
که بعد گفتند با نام (ابر بازيگوش) بازار بیشتری خواهد داشت
کتاب با (انتشارات خط خطی) به چاپ رسيد و تصويرگرش اين نيلوفر ميرمحمدی بود که کارش را و نيز شيوه ی برخوردش را اصلاً نپسنديدم 
و برهمين اساس ازانتشارات خط خطی هم بسيار ناخرسندم
اما خوشبختانه شعر برنده ی سه لاک پشت پرنده شد

در ضمن دستمزد من از اين کتاب 400 هزار تومان پول بود و 50 جلد کتاب
پول را به پرورشگاهی در تهران پيشکش کردم و کتاب ها را هم بین مدارس پخش کردم
متأسفانه خودم اصلاً اين کتاب را رؤيت هم نکرده ام، ناشر با معرفت! با اين فروشی که دارد می کند، حتا يک جلدش را  هم برای من نفرستاده



Loading