شاعر راستين خيلی جلوتر از زمان خودش قرار دارد.
این را من نمی گويم. خودِشعر می گويد.
مثل شعر (آی آدم ها) ی نيما. که وقتی می خوانی به نظرت می رسد که دقيقاً نيما شعر را برای چنین زمانی سروده که سرزمينی با مردمش دارد غرق می شود، اما آسوده دلان،آنهايی که به قول نيما (نان به سفره و جامه بر تن دارند) فقط حرف می زنند و توَهم ورشان داشته که واقعاً (کمربندهایشان را برای نجات مردم تنگ بسته اند) و دارند کاری می کنند، غافل از اينکه به قول نيما فقط (در کار تماشايند!).
شعر آی آدم ها با صدای من (پيرايه) پيشکش به عزیزانم
اميدوارم که در خوانش به زیبایی آن آسيب نزده باشم.
![]()