شکست نور(برای اسماعيل)

اسماعيل؛
بگذار امروز چيزی به تو بگويم

که چون به تو نگويم ؛
به ديگرانش نتوانم گفت!

اسماعيل؛
اين سرود را هنگام نا مهربانی ها

برای تو می نويسم
در زمان شکيبايی های بی غرور
می خواهم بگويمت؛
من و تو نور نيستيم
                 – که – 
چون از منشور عشق بگذريم
هفت خط در آييم …

من و تو
زلال آب های روانيم .
من و تو
می توانيم شکست نور را
به ابلهان پيشکش کنيم ….

(برای آن عشق بزرگ، اسی)

Loading