نقش رؤيا در شاهنامه- بخش يک

سخنی با عزيزان خواننده

اين پژوهش که «نقش رؤيا در شاهنامه» نام دارد، چند سال پيش به دعوت نشستی در  مورد شاهنامه- درتاجيکستان، شهر دوشنبه – نوشته شد. و هيات داوران هم آن را بسيار پسنديدند، به انگليسی هم ترجمه شد، حتی در کتابی که شامل معرفی سخنرانان و نمونه کار آنها بود، چاپ شد، اما متأسفانه در آخر کار – زمان سفر- يکی از حکومتيان که هيچ نسبتی هم با شاهنامه نداشت و کارش سرايش شعرهای کودکان بود، به جای من به تاجيکستان رفت.
راستش من اول خیلی متأثر و ناراحت شدم، چون زحمت زيادی کشيده بودم، اما مدتی که گذشت، دريافتم که اين مبحث پنجره ی تازه ای از هوشمندی فردوسی را در باره ی نماد ها به روی من گشاده است که من از آنجا می توانم از ديدگاه ديگری به تماشای شگفتی های شاهنامه بنشينم.
دوباره با تأمل و حوصله به آن پرداختم و با مراجعه به فرهنگ نمادها و کتاب های خوابگزاری معتبر علمی از جمله کتاب های دکتر يونگ و فرويد، به شگفتی های بسیار رسيدم
البته این پژوهش چون طولانی است،نمی تواند که يک باره به روی صحنه بيايد، بنابراين ما خوانندگان علاقه مند به بخش هايی از آن فراخوان می شوند.
****

خواب و خواب ديدن

«… خوابی بسیار درهم و برهم و بی معنی و عجیب دیدم.»

این گفته ی ماست درباره ی تصاویر عجیبی که در خواب می بینیم. اما عجیب تر این است که زمانی که مشغول خواب دیدن هستیم، آن تصاویر را با همه ی ناهماهنگی ها، بی معنا نمی انگاریم و تا پایان نقش خود را بسیار خوب و منطقی بازی می کنیم. در حالی که همان خواب ممکن است فرسنگ ها با عقل سلیم و موازین اجتماعی و حجت های زمان بیداری فاصله داشته باشد. فقط هنگامی که بیدار می شویم و آن را با عقل خود محک می زنیم، به نظرمان بی ربط و بی معنا جلوه می کند. آیا همه ی اینها به این دلیل نیست که رؤیا با عقل و با جهان بیداری سر و کاری ندارد و فقط سفر یک مغز به خواب رفته است؟

خواب ديدن موضوعی نيست که يک امر اتفاقی به شمار آيد، بلکه ارتباط «خودآگاه» با «ناخوآگاه» است که انسان را برای شناختن درون خویش یاری می دهد. پس اگر انسان به خودشناسی خود باورمند است، باید آن را بپذیرد.

فروید در کتاب (تعبير رؤياها) می‌گوید: هر رؤیا مثل یک «خطِ تصویری» است و باید «نشانه‌ها» را یکی‌یکی
ترجمه کرد. درست مثل اینکه پیشِ رویمان یک معمای تصویری (ربوس) داشته باشيم. (1)
به همین علت است که از زمان های قدیم رؤیا ها را تعبیر و تفسیر می نمودند. رمزها را باز می کردند و از طریق آتها به دنیای درونی خواب بیننده نقب می زذند و خواب بیننده را نیز را به تماشای روح خود در آینه ی رمز دعوت می کردند و بر این باور بودند که خواب بیننده بی آنکه خود بخواهد، تجربه ها و افکار و آرزوها و خیال های خود را در رمزهای رؤیای خود نهفته است.
دکترتقی پورنامداریان بر این باور است که:
 هنگام خواب رابطه ی ما با دنیای خارج قطع می شود، حوّاس از کار و فعالیّت باز می ماند، درک واقعیت به حالت تعلیق در می آید، تأمین نیازهای زیستی خود به خود باطل می شود و ما به جای تماشای بیرون به تماشای درون خود می پردازیم و آدم ها و منظره ها و حوادث و چیزهایی را شاهد می شویم که در زمان بیداری برایمان بیگانه اند. درحقیقت ما در رؤیا وقایع و حوادثی را می بینیم که در کمال ناآگاهی برایمان رخ می دهد و موضوع آن نیز چیزی خارج از وجود خود ما نیست.(2)
به عبارت دیگر رؤیا فریادی است که از دنیای «ناآگاه» برمی خیزد و جهان «آگاه» را می لرزاند و ما را در ارزش خویش به تأمل وامی دارد. از این روست که «خواب» از قدیمی ترین ایام برای انسان دارای اعتبار بوده . چنانکه نمونه هایی از آن را در اساطیر و متن های مذهبی و کتاب های نثر و شعر کهن می بینیم و به دانشمندانی از قبیل ابن سینا(3)، غزّالی، شیخ اشراق، ابن خلدون برمی خوریم که در مورد شرایط خواب سخن گفته اند و آن را با دلایل عقلی و نقلی جلوه ای از تجربه ی روح در عالم غیب دانسته اند.

مولانا نیز هم در مثنوی و هم در دیوان شمس چندین جا به رؤیا و ارزش های معنوی آن اشاره می کند. از رؤیاهای صالحه و صادقه می گوید و بر این باور است که خواب سفری است به سوی ماوراء و کاشف اسرار است. نمونه ی صریح این اشاره را می توان در دفتر اول مشاهده نمود که می گوید:
خداوند هر شب روح را از الواح جهان بیرون که جهان تن و تنش است، بر می دارد و می کَند. روح از قفس جسم آزاد می گردد و در جهان دیگری هوشیار می گردد و به سیر و سیاحت در جهان معنا می پردازد و سپس نتیجه می گیرد که حال عارفان در بیداری هم،چنان است: حال عارف این بود بی خواب هم…(4)

بطور کلی عرفا خواب را بیداری ناب می دانند و بر این باورند که آنچه در عالم واقعی نمی توان دید و به بیان آورد، در دنیای خواب به تخت واقعیت می نشیند.
مثلاً خواجه عبدالله انصاری در رساله « عقل و عشق» ورود به این عالم هوشیاری را چنین به سخن آورده:
«از خجالت در آب شدم و در بیداری به خواب شدم » و بعد از آن به شرح ماجرا می پردازد که:
« خود را دیدم بر اسبی ، در تجارت و کسبی و…»(5)

رؤیا در دوره ی معاصر هم به وسیله ی روان شناسان بزرگی از قبیل فروید و یونگ و اریک فروم اهمیت اساسی پیدا کرده است.
در باب اهمیت رؤیا می توان یادآور شد که بعضی از حکایت های تمثیلی نيز در هیأت رؤیا ارائه می شود که از آن جمله می توان به «سیاحت زائر»،(6) و منظومه ی «پی یرز شخم زن اثر(7) اشاره داشت
و البته از این دست نمونه ها که بسیار است و اما در گنجای این مجال نیست.

پانويس ها

 

The dream content is, as it were, presented in a picture-writing, whose signs are to be translated one by one into the language of the dream thoughts. For instance, I have before me a picture-puzzle (rebus(
Chapter VI (The Dream-Work)

۲- 2: دکتر تقی پورنامداریان، رمز و داستان های رمزی در ادبیات فارسی، چاپ ۱۳۶۴، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ص ۱۹۷ و ۱۹۶

3: ابن سینا عقیده دارد که خواب عبارت است از این که نفس از به کار انداختن حواس بازایستد و قوه ی محرکه ی اختیاری در حال سکون باشد و بدن و اعضایش در حال آرامش (همانجا)

4: هر شبی از دام تن ارواح را
می‌رهانی می‌کنی الواح را

می‌رهند ارواح هر شب زین قفس
فارغان نه حاکم و محکوم کس

شب ز زندان بی‌خبر زندانیان
شب ز دولت بی‌خبر سلطانیان

نه غم و اندیشه ی سود و زیان
نه خیال این فلان و آن فلان

حال عارف این بود بی خواب هم
و الی آخر…
مثنوی، دفتر اول، داستان آن پادشاه جهود که نصرانیان را می کشت از بهر تعصب

5: خواجه عبدالله انصاری،کنزالسالکین، رساله ی عقل و عشق
6: سياحت زاير یا سياحت مسيحی اثر جان بُنیان مشهورترین حکایت تمثیلی در انگلیسی است که تمثیل در آن در هیأت یک رؤیا ارائه می شود. می گویند پس از اختراع چاپ تا کنون، بعد از «کتاب مقدس» هیچ کتابی به اندازه ی «سیاحت مسیحی» ترجمه و چاپ و منتشر نشده است.
7: منظومه ی «پی‌یرز شخم ‌زن» جزو قدیمی‌ترین آثار به‌جا مانده‌ای است که به احتمال توسط ویلیام لنگلند به نظم آمده و داستان روستایی بینوایی است که در طی یک رشته رؤیاهای رمزی، تکامل یافته و مفاسد اجتماعی و اخلاقی قرن چهاردهم را محکوم می کند.

دکتر تقی پورنامداریان، رمز و داستان های رمزی در ادبیات فارسی، چاپ ۱۳۶۴، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی،پانویس ص ۱۱۸