دل درون خواب روزن می شود…
اينک نگرش فردوسی را در شاهنامه را در مورد رؤياهای اهورایی و صادقه، به سوی رؤيای «پيران ويسه» می بريم
هنگامی که سياوش بر اثر دسيسه ها و توطئه ها در توران زمين کشته می شود، شبی «پیران ویسه»، به خواب می بيند که از آفتاب شمعی روشن شده و سياوش در کنار آن ايستاده و در عالم رؤیا به پیران میگوید:
چه نشسته ايد که امشب، شب زاده شدن فرزند من « کی خسرو» است
که روزی نو آيين و جشنی نو است
شب زادن شاه کی خسرو است
تا چند می خوابی؟ برخيز و در اين شادمانی شرکت کن:
که گفتی مرا چند خسبی؟، مپای
به جشن جهاندار کيخسرو آی
پيران سراسيمه از خواب می جهد و خواب خود را برای همسرش «گلشهر» می گويد و سپس گلشهر را به نزد «فرنگيس» همسر سياوش می فرستد و گلشهر در می يابد که پسر سياوش «کی خسرو» زاده شده است.
خواب «پيران ويسه» از جمله رؤياهای اهورایی شاهنامه است که همزمان به واقعيت می پيوندد:
شبی قيرگون ماه پنهان شده
به خواب اندرون مرغ و دام و دده
چنان ديد سالار پيران به خواب
: که شمعی بر افروخته زآفتاب
سياوش بر ِ شمع تيغی به دست
به آواز گفتی: «نشايد نشست
از اين خواب نوشين سر آزاد کن!
ز فرجام گيتی يکی ياد کن!
که روزی نو آيين و جشنی نو است
شب زادن شاه کی خسرو است .»
سپهبد بپيچيد در خواب خوش
بجنبيد «گل شهر» خورشيد فش
بدو گفت پيران که: «خيز و برو
خردمند پيش فرنگيس شو
سياووش را ديدم اين دم به خواب
درخشان تر از ماه ، وز آفتاب
که گفتی مرا چند خسبی؟، مپای
به جشن جهاندار کيخسرو آی …»
دوان رفت گلشهر تا پيش ماه
جدا گشته ديد از بر ماه، شاه
عناصر اين خواب عبارتند از:
1 – آفتاب ( که در اصل مترادف با خورشيد است):
خورشيد که زاينده ی آفتاب است، بزرگترين و درخشان ترين نماد انرژی و تحّرک است، به چند صورت در خواب ظهور می کند:
. اگر در حالت طلوع و نورافشانی های مطبوع و دل انگيز باشد،بايد در انتظار نتايج مثبت، نيرومند و روشن بود. ديدن چنين صحنه ای در خواب نشانگر اعتماد معنويت و عشق است و نماينده ی حيات و زايش و باروری است.
امّا اگر نور خورشيد سوزان باشد مثل خورشيد در صحرا و کوير که شعاع آن می تواند موجب مرگ گردد، نشانه ی نابودی است (چنان که در خواب افراسياب اين نشانه به آشکاری خود را عرضه نمود.).
و اگر خورشيد درحال غروب باشد،معنايی منفی دارد و پايان يک دوره ی آگاهی است که در خواب های ديگر شاهنامه با اين موضوع برخورد خواهيم کرد
سياوش شمعی را هم از نور آن خورشيد می گيراند و روشن می ک
2 – شمع:
ديدن شمع و يا چراغ نشانگر نور و خودآگاهی است، به ويژه اگر آن از طريق خورشيد گيرانده شود .
در خواب پيران ويسه خورشيد در حالت فروزندگی وتابندگی است و افزون بر آن سياوش شمعی را هم از نور آن خورشيد روشن می کند و می گيراند. اين رؤيا مثل سرگذشت «کی خسرو» در شاهنامه، سرشار از خودآگاهی و معنويتی عظيم است. زيرا کی خسرو تنها قهرمان شکوهمندی است که حماسه ای عارفانه دارد، نميراست، نمی ميرد و پس از يک زندگی سزاوار به نيرويی لايزالی می پيوندد.
پانويس ها و مأخد:
رمز و داستان های رمزی در ادب فارسی/ تقی پور نامداريان
اوسنه های خواب/محسن ميهن دوست
انسان و سمبول هايش/کارل گوستاو يونگ/ترجمه ی ابوطالب صارمی
رؤيا و تعبير آن/ارنست اپلی/ ترجمه ی دل آرا قهرمان
داستان يک روح، سيروس شميسا
با استفاده از مقاله پروفسور سيد حسن امين
/HTTP://WWW.CIIRANG.COM/INDEX.PHP